تحولات منطقه

قدس ‌آنلاین- تبریز: آرزو دارم بزرگ که شدم، موشک بسازم تا به مردم فلسطین بدهم ، یک روز همه موشک ها را بر سر اسراییل بریزند راحت شویم. این جمله ای است که یک کودک تبریزی می گوید. حرف راستی که این روزها هم از بچه می توان شنید و هم از بزرگسالها

فاصله ای کوتاه از تبریز تا غزه / کودکانی که عاشق مبارزه با اسرائیل هستند
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین از تبریز، روز عادی که باشد راه که می رویم، یک فاصله مشترکی بین ما و سایر عابرین وجود دارد، اما روزهایی هستند که قدم ها و شانه ها هم مسیر و پابه پای هم پیش می روند، از راه رفتن نمی ایستند تا به مقصد برسند، امروز از روزهای بی فاصله و هم مسیر بود فاصله ها دیده نمی شد....

قدم ها را کمی تند تر کردیم تا پابه پای مردم کردیم تا  برسیم از فاصله ها پرسیدیم؛ پیرو جوان، استاد و دانشجو از فاصله های داشته و نداشته می گفتند...

 

*فاصله یعنی اینکه دلم طاقت نمی آورد در خانه بنشینم

پیرزن 65 ساله؛ فاصله ما تا فلسطین؟ فاصله ما خیلی دور است، من نمی دانم فقط این را می دانم  که از دور دلم برایشان می سوزد، برای مظلومیت شان برای آوارگی و پرپر شدن جگر گوشه آنها، هیچ روز قدسی دلم طاقت نیاورده بنشینم خانه، تنها کار است که از دستم بر می آید...

 

*فاصله ای اگر باشد از روی جهل و خودخواهی است

جانباز ویلچر نشین با اصرار ما سکوت را می شکند و از فاصله ها می گوید: خوب ببینیم فاصله ای وجود ندارد، یعنی امروز آمده ایم تا فاصله ها را بشکنیم، اگر فاصله ای هم وجود داشته باشد فاصله مسافت است والا فاصله قلبی بین ما وجود ندارد، تمام فاصله ها از روی خود خواهی هستند....خودخواهی که تو را در برابر پایمال شدن حق برادر مسلمانت بی خیال می کند...

 

*آرزو دارم موشک بسازم / فاصله را نمی دانم ولی تفاوت زیاد است

کودکی که سرتا پای خود را به عشق روز قدس گل مالی کرده است به جای فاصله از تفاوت ها می گوید: فاصله؟ فاصله نمی دانم چقدر است، فکر می کنم باید با هواپیما برویم تا برسیم، البته اگر هواپیما را اسراییل در مسیر با بمب نزند، اما از تلویزیون دیده ام، مادرم هم می گوید، تفاوت ما با کودکان فلسطینی خیلی زیاد است، به مدرسه می رویم با خیال راحت چون موشک های بزرگی داریم و اسراییل جرات نمی کند به ما حمله کند، همیشه در خانه با خیال راحت غذا می خوریم، استراحت می کنیم می خوابیم ولی در فلسطین اینگونه نیست....

مادرش که لبخند رضایت بخشی ناشی از حرف های پسرش بر لب دارد در گوش ما می گوید از آرزوهای پسرم بپرسید!...ومشتاق می شویم تا آرزوهای این پسر بچه که به خوبی تفاوت ها را درک کرد بپرسیم، با صراحت تمام می گوید: همیشه به مادرم گفته ام، آرزو دارم بزرگ که شدم، موشک بسازم تا به مردم فلسطین بدهم ، یک روز همه موشک ها را بر سر اسراییل بریزند راحت شویم...نیم نگاهی به مادرش دارد تا حرف هایش را تایید کند...مادرش با لبخند و سر تکان دادن های مدام تایید می کند...

 

*نو عروسانی که با داغ دل بساط عروسی را فراهم می کنند

لابلای جمعیت دنبال چند نو عروس جوان می گردیم بالاخره یک زوج پیدا می کنیم که اوایل راهپیمایی به جمعیت پیوسته اند، عروس 24 ساله که مراسم عید فطر جشن عروسی و آغاز زندگی اش است  از فاصله خود با نو عروس های فلسطینی می گوید: گرچه سعی داریم از فاصله دور هم که شده با دختران و عروس ها و زنان فلسطینی هم دردی کنیم اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟

تصور کنید عروس اهل غزه باشد، عروسی که همان اوایل ازدواج از سرپناه خود مطمین نیست، همیشه در دل خود تصور می کند که همسرش یا اعضای خانواده اش روزی شهید می شوند، ما با خیال راحت در حال آماده کردن بساط عروسی هستیم، در حالی بساط عروسی را آماده می کنند که داغ چند شهید از فامیل و خانواده را به دل دارند...( لابلای حرف ها اشک در چشمانش جمع می شود) نمی دانم امیدوارم فقط به یاری خدا و خون پاک شهدا و جوانان فلسطینی، اسراییل نابود شود تا زنان و دختران و همه ی مردم سرزمین قدس روی آرامش را ببینند...

  به قول جانباز ویلچر نشین فاصله ای هم اگر باشد از روی جهل یا خودخواهی است، والا فاصله ما با مردم فلسطین به اندازه ی بغض هایی است که دل گلوهایمان مانده یا دلتنگی هایی که در روز همدلی با ملت ستمدیده با فریاد و مشت های گره خورده بروز می دهیم، به امید آنکه روزی فاصله ها در جهان اسلام از بین رفته و حق به حق دار برگردد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha